رامکال کوچولوی ما

محمد طاها

یکسال وهفت ماهه شدی نازنین من

یکسال وهفت ماهه شدنت مبارک گل من.خییییلی شیطون شدی ها یه کارایی میکنی البته نه شلوغ کاری های بد واعصاب خورد کن .شیطنت های خنده دار وبعضیاشونم خطر ناک.از هر جایی که بتونی مثل کوهنوردای زبر زرنگ میکشی بالا.مثل از کشوهای میز آرایش من تا گل خونه خونه مادر اپن و... من و‌باباشو با اسم صدا میکنه.ادم وممد.دیشب به باباش میگفت ممد سد .یعنی سرده.البته قبلا میگفت بابا جی یعنی بابا جون.تاآماده میشیم بریم بیرون میره تلویزیون رو خاموش میکنه میگه بابا بییم بعنی بریم.من که مدرسه میرم بعضی روزا میبرمش خونه مامانم ویه موقع هایی هم باهام میاد مدرسه جالب اینجاست که تو مدرسه بهم میگه خانم.آنوم.عسل وغزل دوقولو های همسایه هم تو کلاس من هستن وطاها کلی ذوق میکنه...
17 مهر 1393
1