رامکال کوچولوی ما

شیشه شیر

این روزا محمد طاها خیلی کارهای بانمکی انجام میده و من ومحمد با دیدن کارهاش اینقد هیجان زده میشیم که حسابی بوسش میکنیم .دَدَ  و بَ بَ گفتن هاش هم که شنیدنیه.وتو این عکس شیشه شیرشو خودش گرفته ومیخوره(البته توی شیشه شیر مامانه ها.بعدنا نگی مامانم بهم شیر خشک میداده                 ...
9 شهريور 1392

گریه

با اینکه از دیدن چهره گریان محمد طاها خیییییییلی دلم میگیره .اما این عکس رو گرفتم برای اینکه خودش در آینده ببینه که چقدر بانمک بوده چهرش موقع گریه در پایان 5 ماهگی.ولی تو اوج گریه تا صداش می زنیم زود می خنده.الهی قربونت برم گریه نکن مامان. ...
9 شهريور 1392

سه وروجک

زینب ومحمد صادق همراه باباومامانشون مهمون ما بودن وشیطنت های بانمک محمد صادق و زینب کوچولو و محمد طاها وکار ما سه تا مامان هم شده بود مبصری بچه ها .وپدر های ارجمند هم مشغول آماده کردن کباب برای شام بودن.خلاصه شب خوبی بود باحضور کوچولوهای محترم جای شما حسابی خالی ...
9 شهريور 1392

راننده کوچولو

اینم عکس آقای راننده ی کوچولوی ما.محمد طاها اینقد عادت کرده بابا محمد بگیرش جلوی فرمون ماشین تا بازی کنه،یه روز که سوار تاکسی شده بودیم تا رسیدن به مقصد فقط به راننده نگاه می کرد ومنتظر بود بگیرش جلو فرمون. ...
6 شهريور 1392

دو قلو ها

سجاد ومیلاد ،دوقلو های دایی علی هستن که تو عکس 10روزشونه               .واز محمد طاها3ماه کوچک ترن و قراره محمد طاها بعدا با دوتاشون کشتی بگیره وپیروز بشه ...
5 شهريور 1392